حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )
478
تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )
و أهل دينور اختيار كردند كه از وضيعتهآء ايشان بعضى تخفيف كنند ، پس چنان كردند ، و نفع و فآئدهء آن بهمهء مردم برسيد ، و از پس ايشان بفرزندان ايشان . و شرط كردند كه عمّال ، هر يك سال ارتفاع هر ضيعهء كه اهل آن حاصل كنند ، و بدست آرند ، باز بينند ، و چون واقف شوند ، و بر آن چيز كه در دست ايشان بكذارند ، تا ديه را بذان باصلاح آرند ، و هر سال مثل آن ازيشان طلب دارند و بستانند . راوى كويد كه : آفت همدان از بسيارىء برفست ، و اندكىء آن . اما بسيارىء برف : كشت را قطع مىكرداند ، و زراعت را بازپس مىاندازد . و اما اندكىء برف : سبب اندكى آب مىشود ، و بسبب آن كروم « 1 » در غلّه مىافتد ، و چشمها خوشيده مىكردند ، و كشت از بىآبى « 2 » نقصان « 3 » مىپذيرد . راوى كويد كه : ضيعت محصّل « 4 » بدينور در دست عامل بود يكسال ، تا بر ارتفاع آن واقف شد ، پس آن ضيعت را بذان قدر ارتفاع به صاحبش داد . و بهمدان از ضيعت محصّل ، هيچ « 5 » چيز به دو نميدادند ، الّا در ايام احمد بن محمّد منصور بن بسام « 6 » . و آوردهاند كه : عجز « 7 » هر رستاقى از رستاق همدان ، ديكر باره بر سآئر ارباب خراج قسمت مىكردند ، چنانج بهر هزار درهم ده درهم برسيد ، و بعد از آن به بيست درهم ، تا بسى درهم .
--> ( 1 ) . كروم : جمع عربى غير قياسى و نادرست كلمه فارسى « كرم » . ( 2 ) . در نسخه چاپى : از پى آن . ( 3 ) . كمبود و كاهش . ( 4 ) . محصّل : اسم مفعول حاصل به معناى بدستآمده و توليدشده ، و « ضيعت محصّل » يعنى زمينهاى كشاورزى كه از آن محصول بدست مىآيد . ( 5 ) . در نسخه اصل : پنج . ( 6 ) . ؟ ( 7 ) . عجز : كاهش و ناتوانى .